This is what they may call a halt to the virtual me
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:33
بچه ها، میدونم خیلی هاتون با دیدن بسته شدن کانال و اینستا نگران شدید. متأسفانه به واسطه ی یه سری مسائل فعلا تصمیم دارم تا حد امکان تو دنیای مجازی نباشم. اینجا هم که هستم فقط برای اینه که دیگه اینجا یه خونه ی قدیمیه که واقعا شاید به زودی از اینجا هم اسباب کشی کنم. شاید اگه خواستم دوباره بنویسم جایی ب...
اعوذ بالله من الروابط المجازی :/
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:30
شوهر من عقیده داره که اگه نمیخوای کسی تو زندگیت دخالت کنه نباید چیزی از زندگی خصوصیت به اشتراک بذاری!!! اما من مخالفم. مردم چه چیزی به اشتراک بذاری و چه نذاری حرف خودشونو میزنن و دخالت خودشونو به هر روشی که ممکن باشه میکنن، پس واقعا فرقی نداره که تو چی میگی و چیکار میکنی. مهم اینه که تو به جای سر خم...
با این فکر خسته...
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:30
خیلی دلم میخواد بیام بنویسم, اما نه وقتش هست نه حوصله ش. کلی کارام عقب افتاده و این دوره ی افسردگی لعنتی بدترش کرد و همه چی بدجور عقب افتاد. الان فقط با این فکر کار میکنم که چند روز آینده تحویل بدم تا قبل از مرخصی مصطفی این بدقولی های اخیرم جبران شده باشه. دلم خیلی تنگ شده, اصلا هم اعصاب ندارم. با خ...
دلتنگی خانم ت.
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:30
امشب بعد از گذروندن روز کامل با خونواده, قراره بابا منو برگردونه xa0خونه ی خودمون. با خودم قرار گذاشتم بشینم عین بچه ی آدم کار کنم و تو این مدت کم کم به خونه برسم تا چهارشنبه. مطمینم میشه. یه کم حالم بهتره. اما خیلی دلتنگم برای همسرجان. این وسط کادوی روز مرد مصطفی رو خریده م اما ایده ی خاصی برای روز...
سه سال رسمی، دو سال هم خونگیمون مبارک
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:30
دومین سالگردمون هم گذشت... راضیم از زندگی، از اینکه شادیم کنار هم. از اینکه هیچی نمیتونه حال خوبمون رو کدر کنه...xa0 برمیگردم، اگرچه کمتر، اما خواهم بود. این روزا زندگی سرمو خیلی شلوغ کرده، اما دلم نمیاد به خاطر یه نفر اینجا رو ببندم و اینهمه عشق، که شاید یه جا الهام بخش کسی بشه، سر از بایگانی دربیا...