روشنایی های شهر

متن مرتبط با «منه دل شکسته با این فکر خسته» در سایت روشنایی های شهر نوشته شده است

هذیون اما از نوع عصبانیش!

  • نیلوبلاگ

    یه جورایی عصبانیم!!! سر لج افتادم! با چی؟ با کی؟ با خودم؟ با همسر؟ با زندگی؟نمیدونم! البته دقیقا میدونم ریشه ش کجاست اما نمیدونم چرا اینقدر برام بولد و بزرگ شد که کل مرخصی این بار همسر رو خراب کرد برام و شب آخر تقریبا از اون شرایط متنفر بودم اما از طرفی نمیدونستم اگه این دلخوری توی دلم باقی بمونه و اون برگرده من سه هفته ی بعد رو باید چطور با اون کابوس بزرگ سیاه زندگی کنم!خلاصه که روز آخر گذشت و اونم رفت، و اون حس طاقت فرسای سنگین از بین رفت اما واقعا یه حس بدی ته قلبم باقی موند. دل چرکین موندم. ...

    ادامه مطلب
  • اعوذ بالله من الروابط المجازی :/

  • نیلوبلاگ

    شوهر من عقیده داره که اگه نمیخوای کسی تو زندگیت دخالت کنه نباید چیزی از زندگی خصوصیت به اشتراک بذاری!!! اما من مخالفم. مردم چه چیزی به اشتراک بذاری و چه نذاری حرف خودشونو میزنن و دخالت خودشونو به هر روشی که ممکن باشه میکنن، پس واقعا فرقی نداره که تو چی میگی و چیکار میکنی. مهم اینه که تو به جای سر خم کردن و پنهون کردنِ نظر خودت بتونی با اون دخالت ها کنار بیای یا پاسخشون رو بدی، حلا لازم نیست این پاسخ حتما تهاجمی باشه، میتونه خیلی محترمانه هم باشه اما در نهایت پاسخ باشه، این درستشه! همه جای دنیا، ...

    ادامه مطلب
  • با این فکر خسته...

  • نیلوبلاگ

    خیلی دلم میخواد بیام بنویسم, اما نه وقتش هست نه حوصله ش. کلی کارام عقب افتاده و این دوره ی افسردگی لعنتی بدترش کرد و همه چی بدجور عقب افتاد. الان فقط با این فکر کار میکنم که چند روز آینده تحویل بدم تا قبل از مرخصی مصطفی این بدقولی های اخیرم جبران شده باشه. دلم خیلی تنگ شده, اصلا هم اعصاب ندارم. با خودم به بن بست بدی رسیدم, از لحاظ روحی کاملا تخلیه انرژی شده م. نمی دونم در واقع چه مرگمه و چرا اینقد نوسان پیدا کرده م, چرا شاد نیستم, یا چرا اینقد افسرده شده م. تازه داشتم خودمو جمع و جور می کردم که ...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی خانم ت.

  • نیلوبلاگ

    امشب بعد از گذروندن روز کامل با خونواده, قراره بابا منو برگردونه xa0خونه ی خودمون. با خودم قرار گذاشتم بشینم عین بچه ی آدم کار کنم و تو این مدت کم کم به خونه برسم تا چهارشنبه. مطمینم میشه. یه کم حالم بهتره. اما خیلی دلتنگم برای همسرجان. این وسط کادوی روز مرد مصطفی رو خریده م اما ایده ی خاصی برای روز تولدش ندارم. پارسال براش کیک گرفتم, اما امسال واااااقعا نظر خاصی ندارم... شاید آرامش خونه مون و یه کم تنهایی بتونه بهترم کنه. با اینکه تمام وضعیت روحی خرابم از همون روز تنهایی بعد از رفتن مصطفی تو خو...

    ادامه مطلب
  • سه سال رسمی، دو سال هم خونگیمون مبارک

  • نیلوبلاگ

    دومین سالگردمون هم گذشت... راضیم از زندگی، از اینکه شادیم کنار هم. از اینکه هیچی نمیتونه حال خوبمون رو کدر کنه...xa0 برمیگردم، اگرچه کمتر، اما خواهم بود. این روزا زندگی سرمو خیلی شلوغ کرده، اما دلم نمیاد به خاطر یه نفر اینجا رو ببندم و اینهمه عشق، که شاید یه جا الهام بخش کسی بشه، سر از بایگانی دربیاره... هر کسی هم مشکل داره میتونه کیس مای ...xa0 راستی با اجازه نظرخواهی کل وبلاگ رو بستم. شمایی که میخواید در ارتباط باشیم میتونید تو اینستاگرامم دایرکت بدید یا نظر بذارید که فقط برای خانمها بازه البت...

    ادامه مطلب